چند لحظه صبر كنيد ... |
|
چند لحظه صبر كنيد ... |
|
16 فروردين 1404 |
شخصیت مهران مدیری به عنوان یک طنز پرداز در این ایام با زمانی که برای سیما تولید می کرد بسیار متفاوت است
شخصیت مهران مدیری به عنوان یک طنز پرداز در این ایام با زمانی که برای سیما تولید می کرد بسیار متفاوت است
با نگاهی اجمالی به قالب های کمدی و طنز در تلویزیون و حتی در سینمای ایران پی خواهیم برد که اصولا رسانه ایرانی علیرغم برخورداری از پشتوانه تاریخی در ادبیات و نمایش و حتی سیاست به سبب حضور دلقک ها در دربار شاهان و نقل های باقی مانده از آن، دچار نوعی سطحی نگری است.
در واقع هنر های سمعی بصری ما به طور کامل از فضای کمدی و یا سطوحی تلخ تر از آن مانند گروتسک به دورند. در این سطوح قرار نیست مخاطب را تنها بخندانیم. مخاطب با خندیدن بباید بگرید، گاهی از روی تأسف نیش خند بزند و لبخند بر صورتش به درد آید؛ گاهی از روی تعجب تبسمی بزند، گاهی از نگرانی نسبت به یک فاجعه اجتماعی از بی خبری خود خنده اش بگیرد. این سطح از کمدی را عملا در ایران نداریم. زیرا همواره خصوصا در سالهای اخیر هنر تیسم را به واسطه آمیختگی آن با خنده به شوخی گرفته اند.
این در حالی است که مخاطب برنامه های طنز در صورت خندیدن بی آنکه استدلالی را بشنود و دلیلی بخواهد مثل یک شربت شیرین شهد هنجارها و عادت ها و رفتارهایی را که می بیند، می نوشد و بی درنگ باور می کند و می پذیرد. پس باید بپذیریم که این حوزه اگرچه خنده دار است اما شوخی نیست و باید آن را جدی بگیریم.
اما آنچه در رسانه های ما خصوصا تلویزیون می بینیم در خوشبینانه ترین و کیفی ترین حالت ممکن یک طنز اجتماعی است. البته این سطح از طنز هم در اندکی از آثار تولید شده سیما دیده نمی شود و سایر برنامه ها و سریال های طنز بیشتر به هجو نزدیک است و البته بکاربردن هجو هم با توجه به معانی ادبی آن در مورد بسیاری از این آثار بی انصافی بوده و باید به اصطلاح جک گویی و لودگی بسنده کنیم.
مهران مدیری از افرادی است که پس از ساعت خوش جریان ساز یک نوع طنز خاص از جنس خودش بود. در کارنامه وی آثار خوب و ضعیف در کنار هم جمعند اما باید انصاف داد که بسیاری از کارهایش طنزهایی صاحب سبک در سیما بوده اند و اگر او را با بسیاری از لوده سازهای دیگر مقایسه کنیم پی می بریم که مدیری یک مهره ارزشمند هنری و طنازی قابل توجه در سیما بوده است.
اما امان از بی کیاستی مدیران سیما. چه راحت و مفت مدیری را از دست دادند. آن هم در یک ماجرای مسخره. اثری که قرار بود مدیری کار کند را به یک نو کیسۀ تازه وارد که قالب سیما را هم نمی شناخت دادند و این امر کافی بود تا مدیری از تلویزیون خداحافظی کند. این خداحافظی نه تنها فقدان او در سیما را سبب شد بلکه تخریب ناهنجار دیگری را هم در پی داشت.
مدیری در زمانی که برای سیما فیلم می ساخت، خوب می ساخت اما وقتی از قالب و تقید تلویزیون خارج شد شاید به دلیل عدم شناخت حریم های سینمای خانگی و رسانه های تصویری دست به تولید آثاری زد که در آن جماعتی علاوه بر خنداندن مخاطب به ارزش ها هم توهین می کنند.
قهوه تلخ او را دیده ایم. به استهزا گرفتن تاریخ و تمدن ایرانی را در این اثر به بهترین نحو شاهدیم. اگرچه نباید از فساد قاجار و برخی دربارهای شاهنشاهی در همین سطحی که مدیری اشاره می کند عبور کرد اما نحوه روایت او به گونه ای است که در آن یک مرد کت شلواری با صورتی تراشیده و کراوات و با پزیشن روشنفکری به بستر تاریخ ما می رود و پس از به لجن کشیدن آن از سوی دیگرش خارج می شود. علاوه بر این باید روایت لودگی های پرنوگرافی و جنسی و فحاشی و بدزبانی را هم به این لیست افزود.
اما چرا باید این مهم نامبارک رخ دهد؟ چرا باید سیما چهره های موثر خود را از دست بدهد ولی در تعدیل افراد زیان دراز و مخرب مثل مجری هایش این همه مقاومت نماید؟
آیا نمی توان تدبیری اندیشید تا به کمک آن بار دیگر مدیری را به تلویزیون جذب کرد؟ با شناختی که از مدیری و تعلق او به طنازی و مخاطبان سیما داریم اگر تلاشی در این راستا از سوی مدیران سیما صورت گیرد به احتمال زیاد بی نتیجه نخواهد ماند. کمترین حسن این اتفاق این است که بساط این لودگی های خنده بازاری و چرند و پرند های بی محتوا با حضور مدیری جمع خواهد شد.