چند لحظه صبر كنيد ... |
|
چند لحظه صبر كنيد ... |
|
16 فروردين 1404 |
اين روزها به هر پاساژي كه قدم ميگذاريم يا از برابر هر رستوران، كافي شاپ و بوتيكي كه عبور ميكنيم، حضور زنان فروشنده مشاهده ميشود.
اين روزها به هر پاساژي كه قدم ميگذاريم يا از برابر هر رستوران، كافي شاپ و بوتيكي كه عبور ميكنيم، حضور زنان فروشنده مشاهده ميشود.
دلايل متفاوتي از جمله مشكلات اقتصادي و دستيابي به استقلال مالي در خانواده، زنان را به سمت اين شغل سوق ميدهد. جامعه نيز از زنها به خاطر قبول دستمزدهاي ناچيز، مطالبه نكردن مزايا و حقوق قانوني و همچنين جلب مشتري به واسطه برقراري ارتباط مؤثرتر نسبت به مردها( البته در بسياري موارد به خاطر جذابيتهاي زنانه!) استقبال بيشتري ميكند، اين در حالي است كه اغلب خانمهاي فروشنده نسبت به شغلشان احساس نارضايتي و بيعلاقگي ميكنند و از اينكه به اجبار ساعتهاي طولاني از عمر گرانمايه خود را بدون برخورداري از حداقل حقوق كاري همچون بيمه و بازنشستگي صرف شغل فروشندگي ميكنند، شكايت دارند.
ماهي ۲۵۰ هزار تومان!
مينا دختر ۲۱ سالهاي است كه در يك مانتو فروشي حوالي ميدان هفت تير كار ميكند. او به بهانه سرگرمي و به خاطر حضور در جامعه و ارتباط مستمر با مردم به اين حرفه وارد شده است اما به هر حال اين فروشنده جوان از شرايط سخت و زمان كاري زياد در دو نوبت، صبحها از ساعت۱۳- ۹ و بعدازظهرها از۲۱- ۱۷ رضايت چنداني ندارد. به نظر مينا نداشتن تعطيلي و مرخصي سالانه از ديگر معايب اصلي شغل فروشندگي است. او به غير از درآمدي كه كمتر از پايه حقوق اعلام شده توسط وزارت كار است هيچ گونه مزايايي حتي به عنوان عيدي دريافت نميكند. او حدود ۲۵۰ هزار تومان در ماه درآمد دارد كه بخش عمده آن را خرج هزينههاي ماهانه خودش ميكند و نميتواند كمك چنداني به خرج خانواده كند. (جالب است كه عبدالرضا مصري وزير رفاه دولت نهم سال ۸۷ اعلام كرده بود يك جوان مجرد ساكن تهران بايد ماهيانه ۶۴۰ هزار تومان درآمد داشته باشد وگرنه زيرخط فقر است!)
روابط دوستانه با مشتري؛ رمز موفقيت كاري!
به گفته اين فروشنده جوان هرچند در روزهاي خاصي از سال مانند شبهاي عيد فروش اين مغازه چند برابر ميشود، اما از سود اين فروش، مبلغي به حقوق او اضافه نميشود. از او علت انتخاب اين شغل را جويا شدم و مينا از محدوديت هايي كه خانواده براي او ايجاد كرده، گلايه داشت اما از زماني كه سر كار ميآيد بعضي روزها به بهانه چند ساعت مرخصي ميتواند فرصتي را دور از چشم خانواده با دوستانش بگذراند! فروشنده جوان روابط دوستانه و صميمانه با مشتريها و شكيبايي در مقابل درخواستهاي متعدد آنها را عامل موفقيت كاري خود ميداند!
فروشنده شدن فقط براي تأمين جهيزيه
نگار ۲۸ ساله فروشنده لوازم بهداشتي و آرايشي چند ماهي است كه نامزد كرده و قرار است مراسم ازدواجش تا پايان سال برگزار شود، اما خانواده نگار در تهيه جهيزيه براي او با مشكل مالي مواجه شدهاند. قبل از آن كه سؤالي بپرسم اين دختر جوان ميگويد كه بدون هيچ علاقهاي و فقط از روي اجبار و براي اينكه بتواند از فشار اقتصادي وارد آمده بر خانوادهاش بكاهد، فروشندگي ميكند. نگار يكي ديگر از دلايل انتخاب اين شغل را مشكلات ورود به مشاغل دولتي ميداند كه در اغلب موارد به جاي آنكه مبتني بر ضوابط باشد براساس روابط واگذار ميشود. حقوق پايين، نداشتن بيمه و ساعت كار طولاني و كار در روزهاي تعطيل از مسائلي است كه نگار از آنها ابراز نارضايتي ميكند. اين دختر فروشنده تمايل دارد زمان كارش به گونهاي باشد كه او بتواند به علايق شخصي خود همچون كلاسهاي آموزشي و ورزشي نيز بپردازد. نگار از اينكه اين شغل زمينهاي براي پيشرفت ندارد، بسيار سرخورده است.
بيمه نميكنند
ثريا، زني ۳۲ است كه در يك فروشگاه صنايع دستي، فروشندگي ميكند. اين خانم تنها دليلش را براي انتخاب اين شغل نياز مالي و شرايط ويژه زندگياش بيان ميكند. شوهر ثريا حدوداً دو سال پيش در اثر عارضه قلبي فوت كرده است و از آن به بعد ثريا هرچند به سختي و به تنهايي مسئوليت كودك خردسالش را به عهده دارد و به نوعي سرپرست خانواده محسوب ميشود. او با توجه به اينكه تحصيلات عالي ندارد از سوي يكي از دوستانش وارد اين شغل شده و از كارش رضايت نسبي دارد و معتقد است كسي كه به اين كار مشغول ميشود بايد مشكلات آن را نيز بپذيرد. ثريا عمده مشكل خود را در شغل فروشندگي مسئله قيمتهاي بالا و بحث و چانه زني مشتريان در خريد اجناس ميداند. اين فروشنده جوان ميگويد به غير از اينكه درآمدش جوابگوي هزينههاي خانوادهاش نيست، حتي حق بيمه هم كه جزء شرايط حداقلي كار محسوب ميشود، ندارد!
به طور متوسط ۱۲ ساعت كار در روز
پريسا ۳۱ ساله در يك كتابفروشي مشغول به كار است. پريسا ورود خودش را به اين حرفه كاملاً تصادفي ميداند. او زماني شروع به كار كرده كه هنوز محصل بوده است؛ پدر و مادرش را در يك سانحه رانندگي از دست ميدهد و بعد از اين حادثه، سرپرستي خواهر كوچكترش را به عهده ميگيرد. پريسا از حرفهاش به دليل اينكه با قشر فرهنگي جامعه در ارتباط است، احساس رضايت نسبي ميكند. فروشنده جوان به طور متوسط ۱۲ ساعت در روز كار ميكند و از بيمه و درآمد نسبتاً مناسبي هم برخوردار است. البته او با ساعت طولاني كارش مشكل دارد. پريسا محيط امن و سالم كاري و فضاي فرهنگي حاكم بر محل كارش را مهمتر از هر گونه حقوق و مزايا ميداند و به دليل تعلق خاطر به چنين محيطهايي به راحتي مشكلات اين شغل را از سر ميگذراند.
هيچ نهادي از دختران و زنان فروشنده حمايت نميكند
خانم رضايي ۴۲ ساله، فروشنده بوتيك است. به گفته خانم رضايي به رغم اينكه خودش هميشه تمايل دارد در خانه فعاليت كند اما صرفاً به دليل شرايط خاصي كه در زندگي خانوادگي برايشان بهوجود آمده، به اجبار به فروشندگي روي آورده است. به عقيده او، شغل فروشندگي با مشكلات عديدهاي روبهروست و اين حرفه به دليل ساعات طولاني كار و حداقل روزهاي تعطيلي، تمام زندگي فرد فروشنده را تحت الشعاع قرار ميدهد. درست زماني كه ساير مشاغل از كار روزانه فراغت مييابند زمان اوج كار فروشندگي است. اين خانم فروشنده به عنوان سرپرست خانوار در اداره امور زندگي به واسطه شغل فروشندگي با مشكلات بسياري مواجه است. او از اينكه برنامه مشخص و مدوني براي شناسايي زنان سرپرست خانوار و تسهيلات ويژهاي براي حمايت از آنها وجود ندارد، ابراز نارضايتي ميكند و ميگويد با وجود اينكه چند بار به مراكز حمايتي جهت گرفتن وام رجوع كرده اما موفق به دريافت آن نشده است.
رفتارهاي نامربوط مردان
از سوي ديگر، زنان به دليل برخي رفتارهاي نامربوط برخي مردان، براي فعاليت اجتماعي در جامعه با مشكل مواجه هستند. به گفته خانم رضايي، همين مسئله سبب شده كه او چندين بار محل كار خود را تغيير دهد. اين فروشنده ميانسال حسن حرفهاش را در امنيت اجتماعي آن به خاطر حضور و نظارت مردم در كنار خود ميداند كه بسياري از مشاغل كه در محيطهاي بسته قرار دارند از آن محرومند. او اعتراف ميكند كه اگر به همين ترتيب پيش برود به خاطر نداشتن بيمه و بازنشستگي، آينده روشني براي شغل فروشندگي متصور نيست.
چه بايد گفت؟
در يك جمع بندي كلي ميتوان گفت كه اغلب فروشندگان زن به دليل وجود مشكلات اقتصادي، آسيبهاي اجتماعي و مسائل خانوادگي وارد اين حرفه ميشوند و با مشكلات مشابهي همچون ساعتهاي طولاني كار، درآمدهاي ناچيز، نداشتن بيمه و ساير مزاياي شغلي سر و كار دارند. نظارت وزارت كار و ضابطه مند كردن روابط صاحب كار و فروشنده ميتواند راه حلي براي مقابله با وضعيت نابسامان فروشندگان در اختيار ما بگذارد.