توطئه شیطانی در دوستی تلفنی با دختر دانشجو
دوستی تلفنی دختر دانشجو با پسر عاشقپیشه سناریویی برای یک کلاهبرداری شیطانی بود.
پسر جوان وقتی از طعمهاش پول میلیونی گرفت ادعا کرد از دختر فیلمهای سیاه دارد و باز به اخاذیهایش ادامه داد.دی ماه سال 89 بود، صدای تلفن همراه دختر دانشجویی در ورامین به صدا درآمد، شماره ناشناس و تماسهای پی در پی هیجان خاصی به جان دختر جوان نشاند تا این که تصمیم گرفت تماس را جواب بدهد.پشت خط پسری چرب زبان بود. از علاقهاش به دختر جوان حرف میزد و«مریم» که 23 سال داشت با سکوتی ماجراجویانه مطمئن بود شمارهاش را کسی ندارد اما پسر جوان خیلی زود توانست به فریب این دختر دست بزند.3 ماه گذشت در حالی که مریم هنوز نمی دانست پسری که با وی تلفنی صحبت میکند کیست؟! «محسن» ادعا میکرد 25 ساله و در بازار تهران تولیدی لباس دارد، این پسر توانسته بود نقش عاشق پیشگی را بازی کند، آن دو با هم قرار ملاقات گذاشتند و در ورامین به دیدار هم رفتند.«مریم» احساس میکرد مرد رؤیاهایش را پیدا کرده و با همه استرسی که داشت خود را به محل قرار رساند.
پسر جوان و شیکپوش پیش رویش قرار داشت و این ملاقات باعث شد تا وابستگی دختر به محسن بیشتر شود و پسر جوان نیز قول ازدواج به دختر جوان را داد، زمانی که مریم به خانه رسید، فکر نمیکرد آن قدر زود باید خانوادهاش را ترک کند و در آرزوهایش به سر میبرد.از آن روز به بعد ملاقاتهای «مریم» و «محسن» زیاد شده بود و دختر جوان که با دیدن مدارک و محل کار پسر جوان و چرب زبانیهای وی محسن را همسرش صدا میکرد پسر جوان در این مدت مریم را طعمه نقشههای شیطانی خود کرده بود و بعد از 5 ماه محسن ادعا میکند که پدرش سرطان دارد و دختر جوان برای کمک به هزینههای بیمارستان پدر محسن به عنوان قرض 15 میلیون تومان را در چند نوبت به حساب همسر آیندهاش میریزد.دیگر از چرب زبانیهای پسر جوان خبری نبود و رابطه محسن و مریم مانند روزهای نخست تلفنی بود و دختر جوان بعد از مدتی درخواست پولش را از محسن کرد. وقتی پسر جوان حرفهای مریم را شنید ادعا کرد که از رابطه پنهانیشان فیلم و عکس دارد و اگر درباره پول حرفی بزند فیلمهایش را پخش خواهد کرد.تماسهای تلفنی کم شده بود و دختر هر چند وقت یک بار با محسن تماس میگرفت و درباره پول حرف میزد اما هر بار پسر جوان وی را تهدید به پخش فیلمهای شیطانیاش میکرد تا این که دختر جوان روز 9 آبان ماه سال جاری پای در دادسرای ورامین گذاشت و با ادعاهای تکاندهنده ماجرای توطئه پسر جوان را فاش کرد.بازپرس کوهپایه از شعبه 2 دادسرای ورامین وقتی در جریان این کلاهبرداری شیطانی قرار گرفت دستور بررسیهای پلیسی را داد تا این که مأموران با دادن آموزشهای فنی به دختر دانشجو از وی خواستند با محسن تماس گرفته، تا به بهانه دادن پول بیشتر به وی محسن را به سر قرار بکشاند. محسن که از این شکار خوشحال بود و تصور نمیکرد مریم به طرح شکایت پرداخته باشد وقتی برای گرفتن پول سر قرار حاضر شد خیلی زود خود را در محاصره پلیس دید.
تحقیقات پلیسی
مأموران در گام نخست تحقیقات از محسن پی بردند که وی 22ساله و افغانی است و با ادعاهای دروغ دختر جوان را طعمه شیطانی خود قرار داده است.مأموران وقتی برای به دست آوردن فیلمها و عکسهایی که محسن ادعا میکرد از رابطهاش با دختر جوان داشته به خانهاش رفتند پی بردند که وی بعد از این که ملاقاتهایش با مریم تمام شده بود با دختری از هموطنانش ازدواج کرده و بچه هم دارد.روز 23 آبانماه سال جاری محسن برای دفاع از ادعاهایی که دختر جوان داشت پیش روی بازپرس کوهپایه قرار گرفت و گفت: اواخر سال 89 بود که خیلی اتفاقی در تماسهای تلفنی با مریم آشنا شدم و خیلی زود همدیگر را ملاقات کردیم و حدود 5 ماه با هم بیرون میرفتیم و حتی چند بار مریم را به دانشگاهش به گرمسار بردم و ادعاهای دختر جوان که من از وی اخاذی کردهام دروغ است.محسن در ادامه گفت: من نه فیلم دارم و نه عکس. مریم وقتی متوجه شد که من هپاتیت دارم خودش خواست که کمکم کند و در چند نوبت به حسابم پول واریز کردکه فکر کنم حدود 15 میلیون تومان بود و قرار شد پولها را به صورت قرضی به من پرداخت کند و من تا سال 93 وقت دارم که بدهیام را پرداخت کنم.وی ادامه داد: بعد از این که رابطهام با مریم تمام شد ازدواج کردم و هر وقت با وی تماس میگرفتم تنها درباره پول صحبت میکردیم و از همان روزهای نخست قرار نبود من و مریم ازدواج کنیم چون من کوچکتر از وی بودم و ملیتام نیز فرق داشت نمیدانم چرا این دختر دروغ میگوید. مریم که دیگر صبرش تمام شده بود با عصبانیت به بازپرس کوهپایه گفت: من هیچوقت نفهمیدم که محسن یک افغانی است و مدارکش نیز نشان از ایرانیبودنش داشت چون کارت ملی داشت و همیشه مرا همسرش صدا میزد وی از من اخاذی کرده است.بنابه این گزارش، در حالی که تحقیقات نشان از بیماری هپاتیت محسن دارد هیچ فیلم و عکسی از خانه پسر جوان به دست نیامد و محسن به زندان انتقال داده شد و پرونده برای پیگیری و صدور حکم نهایی به دادگاه کیفری استان ورامین ارسال شد.
منبع:شبکه ایران