بد حجاب، یک نقص دارند ما چند نقص داریم؟
دکتر حسامالدین آشنا که از اواسط برنامه به جمع حاضرین پیوست، با بیان اینکه کمی هم نقد کنیم تا دستکم به عنوان این نشست نزدیک شویم، گفت: وقتی از وظایف و کارکردهای رسانهها صحبت میشود، درباره بسیجگری اجتماعی خیلی جدی صحبت میشود، یعنی تلویزیون باید بتواند در یک زمان خاص همه افکار عمومی را حول یک مسأله تجمیع کند. بحث امروز دنیا این است که آیا تلویزیون وظیفهاش بسیجگری اجتماعی است؟ سوال دیگری که مطرح میشود این است که آیا ماه عسل را آغاز یا تداوم یک جنبش اجتماعی میتوانیم تلقی کنیم یا برای یک لحظه تاریخی و یک بازهی زمانی یکماهه است؟ اگر رویکرد تلویزیون به سمت تداوم یک جنبش اجتماعی باشد و ماه عسل به این سمت برود، باید به این تلویزیون و برنامه، آفرین گفت.
آشنا اظهار کرد: تلویزیونی که 30 شب با احساسات، بمباران میکند، باید در طول سال پهن شود یا با شدت کمتر و استمرار بیشتر، جنبش اجتماعی ایجاد کند. گاهی استانداردهای اخلاقی را چنان بالا فرض میکنند که حتی فردی مانند آیتالله جوادی آملی هم باید ببیند در آن استانداردها جا میگیرد یا نه!
آشنا با لحنی انتقادی ادامه داد: مقام معظم رهبری فرمودند بیایید فکر کنید کسانی که به آنها میگوییم بد حجاب، یک نقص دارند ما چند نقص داریم؟ اگر تلویزیون همین کلام رهبری را بگیرد و بهطور راهبردی بسط دهد، این تلویزیون، تلویزیونی خواهد بود که هیچ شبکهی ماهوارهیی به گرد پای آن نمیرسد، تلویزیون مردم باشید.
اعتراف و باز کردن راز مردم در تلویزیون خوب نیست حتا اگر خودشان بخواهند
مشاور دکتر حسن روحانی در ادامه صحبتهای خود گفت: بعضی از برنامهها هستند که رازگشا هستند. رازگشایی و اعتراف، چیزی است که در برنامههای گفتوگو محور بهشدت جذاب است. این برنامهها از لحاظ اخلاق حرفهیی و اجتماعی بهشدت زیر سوال هستند. اینکه عواقب این رازگشایی در آیندهی آن فردی که رازگشایی شده، چه تأثیری دارد برای ما قابل پیشبینی نیست، نمیگویم نباید این کار را انجام داد، بلکه میگویم باید ملاحظات اخلاقی در نظر گرفته شود.
وی معتقد است: متأسفانه در تلویزیون جمهوری اسلامی ایران فعالیتهایی انجام شده که اعتمادزدایی عمیقی از این رسانه صورت گرفته است. گاهی بین شیوه برنامهسازی برنامههای زنده و ضبطی، تفاوت وجود دارد. تلویزیون جمهوری اسلامی به علت ضعف عملکرد یا سوءتدبیر برخی از مدیران، نباید مجوز دهد که از امکان برنامهسازی ضبطی عبور کنیم و محدود شویم به پخش برنامهها زنده. ما میتوانیم ضبط طولانیتر و پخش کوتاهتری داشته باشیم.
این استاد دانشگاه ادامه داد: در کنار همهی اینها، حجم کیفیت تابع گزارشهای ضبطی است که باید لحاظ شود، چیزی که در «ماه عسل» دیدیم گزارشهای آرشیوی بود، نه تولیدی مختص این برنامه. سوال دیگر این است که آیا این برنامهها مجریمحور، مهمانمحور، حضارمحور یا ترکیبی از این سهگانه هستند؟
او بیان کرد: متأسفانه به علت سوء تدبیرهایی که در سالهای دراز در تلویزیون رخ داده، همواره ستارهکشی را در تلویزیون شاهد بودهایم، ما برنتافتهایم که یک مجری ستارهساز بدرخشد چون ممکن است، بعدا پررو و به اصطلاح «شاخ» شود. ما یا اجازه ندادهایم این ستاره شکل بگیرد یا اگر هم نصفه شکل گرفته، اجازه دادهایم خودش ادامه دهد، احسان علیخانی نیز رابطهاش با تلویزیون یک رابطهی قهر و آشتی است.
آشنا افزود: واقعیت در رابطهی مردم با تلویزیون این است که مردم چیزی به نام تلویزیون نمیشناسند، مردم برنامه و صاحب برنامه را میشناسند.
حسامالدین آشنا: حیف که احسان علیخانی پر حرف است و مجرد!
او همچنین در بخشی دیگر، عنوان کرد: اینکه تهیهکننده، مجری باشد تا کنون تجربهی خوبی بوده است و مجریهای خاص میتوانند تهیهکننده هم باشند. برنامهی «90» و «ماه عسل» نمونههای خوبی هستند.
آشنا در پایان گفت: ضعف «ماه عسل» همان حسن آن است، اگر مجری ما تجربهی اجتماعی عمیقتری داشت، اگر مجرد نبود و عمق بیشتری داشت و زیاد حرف نمیزد و در گفتوگوها دخالت نمیکرد، شاید برنامه روانتر جلو میرفت. من به آقای روحانی اصرار کردم روز آخر برنامه «ماه عسل» ولو تلفنی به برنامه بیاید. او پرسید، برنامه برای چیست و من توضیح دادم و او گفت، حال مردم را خراب نکنید،
بگذارید خوش باشند.
گردآوری: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ