عکس هنرپیشه ها

عکس هنرپیشه ها

عکس هنرپیشه ها

  • ورود کاربران

  • آمار

    • کل (online):۲۲۰
    • اعضا (online):۰
    • میهمان (online):۲۲۰
    • بازدید امروز::۶۱۷۶
    • بازدید دیروز::۱۹۹۹
    • بازدید کل::۱۹۱۷۳۰۳۷
  • نظرسنجی

  • تبلیغات

سبد خرید

چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
  • کد رهگیری

15 فروردين 1404 |

خوش آمديد!
خوش آمديد!

دسته بندی

  • نـقد و بـررسـی فـیلـم جـدایـی نـادر از سـیمیـن

  • نويسنده، تهيه کننده و کارگردان: اصغر فرهادي دستياران کارگردان:مهدي لطيفي، مريم نراقي، ياسر قاروني تدوين صدا:رضا نريمي زاده مدير تدارکات:کاظم نامني، منصور غضنفري دستيار دوم فيلمبردار:احمد گودرزي عکاس:حبيب مجيدي دستياران صدا:مهدي ابراهيم‌زاده، رضا تهراني مجريان چهره پردازي: طاهره مهدوي، رضا عربي
  • تعداد نمایش : ۱۲۸۸
    تاریخ : 30 دی 1390

نـقد و بـررسـی فـیلـم جـدایـی نـادر از سـیمیـن

نويسنده، تهيه کننده و کارگردان: اصغر فرهادي دستياران کارگردان:مهدي لطيفي، مريم نراقي، ياسر قاروني تدوين صدا:رضا نريمي زاده مدير تدارکات:کاظم نامني، منصور غضنفري دستيار دوم فيلمبردار:احمد گودرزي عکاس:حبيب مجيدي دستياران صدا:مهدي ابراهيم‌زاده، رضا تهراني مجريان چهره پردازي: طاهره مهدوي، رضا عربي
نـقد و بـررسـی فـیلـم جـدایـی نـادر از سـیمیـن

 A Separation 2011






نويسنده، تهيه کننده و کارگردان:
اصغر فرهادي
دستياران کارگردان:مهدي لطيفي، مريم نراقي، ياسر قاروني
تدوين صدا:رضا نريمي زاده
مدير تدارکات:کاظم نامني، منصور غضنفري
دستيار دوم فيلمبردار:احمد گودرزي
عکاس:حبيب مجيدي
دستياران صدا:مهدي ابراهيم‌زاده، رضا تهراني
مجريان چهره پردازي: طاهره مهدوي، رضا عربي
دستيار تدوين:شبنم حسيني
دستياران صحنه و لباس:رشيد حسيني، فرشاد مهديادگار، مهناز غني
مجري دكور:احمد ترابي
خياط:زهرا ناموري
تصويربردار پشت صحنه:سيد وحيد حسيني
مشاور حقوقي:فرشته لساني
مشاور رسانه اي:شيما غفاري
امور مالي:محمد هادي آموزگار
دستياران تدارکات:مهدي حسني، شهريار سليمي، ابراهيم نظامي، حسين سيدي، محمود رحيمي، محمدرضا حق‌گو، سعيد ثابتي
سينه موبيل:اكبر نظري
سرمايه گذار: بانک پاسارگا رد
مجري طرح: نگار اسکندرفر
مدير فيلمبرداري: محمود کلاري
تدوين: هايده صفي ياري
طراحي و ترکيب صدا: محمدرضا دلپاک
صدابردار: محمود سماک باشي
طراح چهره پردازي: مهرداد ميرکياني
طراح صحنه و لباس: کيوان مقدم
مدير توليد: حسن مصطفوي
دستيار اول کارگردان و برنامه ريز: حميدر ضا قرباني
منشي صح نه:
مريم نرا قي
دستيار اول فيلمبردار: محمد ابراهيميان
نور: کوهيار کلاري
دستياران فيلمبردار: حسين اسدي، اکبر مشکيني، امير محمدي، حسين نصيري، فرزين ابراهيمي
بازيگران:لیلا حاتمی (سیمین)، پیمان معادی (نادر)، ساره بیات (راضیه)، شهاب حسینی (حجت)، سارینا فرهادی (ترمه)، بابک کریمی (قاضی)، علی اصغر شهبازی (پدر نادر)، شیرین یزدانیان بخش (مادر سیمین) و مریلا زارعی (خانم قرایی)


 



نقد و بررسی اول

منتقد: Andrew O'Hehir

 
در فيلم اصغر فرهادي، كارگردان فيلم جدايي نادر از سيمين، هيچ سياست صريح و روشني نميتوان يافت و زماني كه اصغر فرهادي در كشمكش با مقامات دولتي ايران در حين توليد فيلم بود، سرانجام مهر تاييد بر توليد وي خورده شد. اين فيلم در سال 2011 در جشنواره فيلم فجر در تهران موفق ظاهر شد و هم اكنون رسماً كانديداي اسكار از سوي جمهوري اسلامي ايران ميباشد. دو نتيجه ضد و نقيض ميتوان از اين فيلم برداشت كرد: شايد مقامات فرهنگي ايران چندان زيرك نباشند و يا اين كه شايد سطح اختلاف نظرها و مباحثهها در ايران بسيار پيچيدهتر از آن است كه خارج نشينها گمان ميكنند.
"جدايي نادر از سيمين" در واقع همه چيز است، كه شاخصترين آنها يك ملودرام اجتماعي پيچيده در مورد سقوط يك ازدواج و يك مشكل خانوادگي كه باعث ايجاد زنجيرهاي از حوادث ميشود؛ يك داستان فريبنده و هيچكاكي كه سرنخها در تنگناهاي داستان بافته شدهاند كه شايد ببينده قادر به درك آنها نشود و يك داستان برجسته فلسفي كه هر يك از كاراكترهاي فيلم در آن از لحاظ اخلاقي نقشی منحصر به فرد ایفا می کنند.




عناصر استفاده شده فرهادي در فيلمش در تمام كشورها و در تمام مقاطع زماني يافت ميشوند. (اختلافات زناشويي، مذهب، اختلاف طبقات اجتماعي و فرهنگ سنتي مردسالاري) اما جداي همه اينها " جدايي نادر از سيمين" تصويري واضح از تنش و نفاق و اختلافات خانوادگي جامعه ايران نشان ميدهد. تا آنجا که من از آن مطلع هستم، این موارد از چشم مقامات ايراني هم پنهان نمانده و عده ای واکنش های تندی نیز بدان نشان داده اند اما با تمامی این احوالات، جایگاه فعلی این فیلم نشان می دهد که مقامات ایران واقعاً دوست نداشتند كه فرهادي را سركوب شود. (لازم به ذكر است كه فرهادي جايزه بهترين فيلم را در برلين را هم از آن خود كرد.) اين فيلم يك شاهكار تمام عیار است و ممكن است كه در انتها به عنوان بهترين فيلم در بخش خارجي جوایز نیز انتخاب شود.
تعداد انگشت شماري از علاقهمندان به سينما فرهادي 40 ساله را ميشناسند، كسي كه فيلم قبلياش "درباره الي" تا حدودي از فيلم " L’Avventura" ساخته آنتونيوني اقتباس گرفت و به عنوان كارگرداني پيشرو بعد از كارگردانان معاصر و برجسته ایران همچون عباس كيارستمي، محسن مخملباف و مجيد مجيدي مورد تمجيد قرار گرفت. طبعاً بسياري از علاقهمندان به سينما در آمريكا تا كنون هرگز درباره فرهادي نشنيدهاند و به همين دليل شاید تمایل چندانی به تماشای" جدايي نادر از سيمين"نداشته باشند. شايد ترس از سكانسهاي طولاني و ساكت در خانه و مناظر خشك دليل اين موضوع باشد؛ اما اشتباه نكنيد، اين فيلم بسيار جدي و پيچيده است كه پر است از سرگرمي، شوخي و ترحم كه چشمانداز جذاب خانواده معاصر ايران را در پشت كليشهها به تصوير ميكشد.
در صحنه آغازين ، ما زوج اصلي فيلم را ميبينيم؛ نادر خوش تيپ و باوقار (پيمان معادي) و زن موقرمزش سيمين (ليلا حاتمي) كه در مقابل يك قاضی كه دوربین در ابتدا آن را نشان نمی دهد در حال مشاجره براي طلاق هستند. اما اين قاضی، حوصلهاش از جر و بحث اين دو نفر از طبقه متوسط مردم سر رفته است. سيمين ميخواهد دختر يازده ساله خود ترمه را (سارينا فرهادي كه دختر واقعي اصغر فرهادي است) با خود به خارج از كشور ببرد اما دليل واضح و مشخصي نيز براي اين كار ندارد، اما اين در حالي است كه نادر ميخواهد در ايران بماند و از پدر پير خود كه به بيماري آلزايمر دچار است و نميتواند او را تنها بگذارد، (علي اصغر شهبازي) مراقبت كند.
اين فيلم يك نزاع موشكافانه است؛ هيچكس دین را زیر سوال نمی برد، جايگاه زن را تحقير نميكند و يا برخی قوانین قانون اساسی ایران را محكوم نميكند. ممكن است تصور كنيد نادر و سيمين از همان ثانيههاي اول جو را آلوده ميكنند. در واقع آنها در دعواهای ناتمام خود، باز هم ملاحظه می کنند و تا حرمت یکدیگر را نگه می دارند. اما نکته جالب توجه آنکه، در يك جامعه غربي، يك زوج يا به شدت با هم دعوا كرده و يا دوستانه از هم جدا ميشوند. معمولا در جوامع غربی، حالت دیگری وجود ندارد!
وقتي كه سيمين با مخالفت نادر براي طلاق مواجه ميشود، به خانه پدري خود ميرود و تلاش ميكند تا از طريق قانوني حضانت ترمه را از آن خود كند. اين در حالي است كه نادر و سيمين بدون هيچ خصومتي با هم رفت و آمد دارند. نادر، راضيه (با بازی ساره بيات)، شخصي متدين و نيازمند را كه در حومه شهر زندگي ميكند، براي مراقبت از پدرش استخدام ميكند. راضيه اين كار را دوست ندارد و براي اين كار آماده نيست؛ وي بايد از دختر كوچك خود نيز مراقبت كند و نميتواند به طور همزمان از پدر بيمار نادر نيز كه مدام عادت دارد آپارتمان را ترك كند و در خيابان پرسه بزند، نگهداري كند. راضيه در مورد شغلش به حجت، شوهرش (با بازی شهاب حسيني) دروغ ميگويد،چرا كه ميداند شوهرش به دليل مذهبي و يا هر دليل اجتماعي ديگر اجازه چنين كاري را به او نميدهد. ( در يكي از سكانسهاي تامل برانگيز فيلم، راضيه، در شرایطی که پدر نادر در شرایط بدی به سر می برد، به يك کارشناس امور دینی تلفن ميزند و سئوال ميكند كه آيا شرعاً ميتواند خودش پدر نادر را تميز كند يا خير.)
در واقع راضيه تلاش ميكند تا به نحوي اين شغل را به شوهرش كه به تازگي نيز ورشكسته شده است منتقل كند، اما طوري كه او اصلاً نفهمد اين شغل خود او بوده است. اما از اقبال بد راضيه، اين حقه او موجب آغاز تراژديهاي اجتماعي بعدي ميشود، اما فيلمنامه فرهادي به گونهاي است كه شايد بيننده به سختي متوجه آن شود. سيمين و نادر كاراكترهاي دوست داشتني در اين فيلم هستند كه يك بيننده خارجي از طبقه اجتماعي متوسط به راحتي آن را درك ميكند، كاراكترهايي كه به نوعي قرباني خودخواهي، پيشداوري و غرور خود شدهاند. بيننده در آغاز فيلم شفقت كمتري نسبت به حجت و راضيه دارد – آنها زوجي رنجديده، بسيار حساس بر روی مسائل مذهبی و از طبقه كارگر هستند – اما محروميت و سركوب شدن آنها در اين فيلم غير قابل انكار است و اين سئوال كه كدام زوج موجب آزار زوج ديگر در اين فيلم ميشود در ذهن بيننده به وجود ميآيد. در اين فيلم حتي رفتارهاي غيرطبيعي ترمه، معلم خصوصيش و رفتار همسايه نيز تاثیر گذار هستند.
وقتي نادر به خانه باز ميگردد و پدر خود را پيدا مي كند كه بيهوش شده و به تخت بسته شده است و راضيه كه ظاهراً گمشده است، خشمگين شده و او را اخراج ميكند. در حين همين روند برخي از تابوهاي متعدد ايراني نقض ميشوند و اتفاقات غمانگيزي رخ ميدهد كه شايد مسئول آن نادر باشد و شاید اينكه وي تقصيري نداشته باشد. چيزي كه در پي اين اتفاقات رخ ميدهد نوعي رويهي پليسي است كه در آن تمام كساني كه شامل اين اتفاق ميشوند به نحوي دوست دارند دروغ بگويند و يا حقيقت را لاپوشاني كنند، اما سرنخها همه جا هستند و حقيقت سردرگم، هيچ كجا يافت نميشود. نادر به دليل آنچه با راضيه انجام داده است با محكوميت زندان روبرو ميشود و راضيه نيز به دليل آنچه كه با پدر نادر انجام داده است با همين محكوميت مواجه ميشود. در همين اثنا، حجت كه بسيار دمدمي است تمام افراد را تهديد ميكند، افراد بيگناه نيز براي كتمان حقيقت گمراه ميشوند و سيمين نيز تلاش ميكند كاري را انجام دهد كه تمام افراد پولدار در اين شرايط انجام مي دهند، يعني همه مشكلات را با پول حل و فصل كند.
لوكيشنهاي اين فيلم در تهران و توسط محمود كلاري فيلمبرداري و با بودجهاي در حدود 500 هزار دلار ساخته شده است. "جدايي نادر از سيمين" يك درام با حال و هوای زندگی معاصر است. فیلمی مملو از پيچيدگي و هيجان، كه توسط شخصي كارگرداني شده است كه سنتهاي سينماي آمريكا و اروپا را در آن گنجانده است. جدایی نادر از سیمین فيلمي است كه زندگي كنوني را به تصوير كشيده است،نه مانند فيلمهاي آمريكايي كه همیشه يك يا دو سال پيش را به نمايش ميگذارند. علاوه بر آن، اين فيلم نگاهي عميق به درون ملت و جامعهاي دارد كه عده كمي از ما آن را درك ميكنيم، وراي يك كاريكاتور رسانهاي، يك اثر عميق انساني است كه بازخوردهاي احساسي و ديد تراژديك يك رمان خوب، آن را همراهي ميكند.

منتقد: Andrew O'Hehir

مترجم:
سعيد هوشنگی






نقد و بررسی دوم

 
موحد منتقم

سرانجام شاهکار بی چون و چرای اصغر فرهادی جدایی نادر از سیمین در جشنواره فجر اکران شد.. فیلمی که ارزش شش ساعت قرار گرفتن در صف بی سابقه ی تماشای فیلم را داشت. فیلم را با هیجان ناشی از دیدن فیلم از کارگردان درباره الی نگاه کردم. و فیلم در انتها من را با چشمان اشک آلود بدرقه کرد! جدایی نادر از سیمین تمامی آنچه شما از یک فیلم عالی انتظار دارید، از میزانسن گرفته تا فیلمنامه و کارگردانی و بازیگری عالی، یک جا در خود دارد. از همه تعجب برانگیزتر بازی حیرت انگیز ساره بیات است. شهاب حسینی هم که اگر فقط به دوربین نگاه کند کافی است! فیلم قبل از اینکه مراحل ساختش تمام شود جایزه بهترین فیلمنامه را از جشنواره آسیا پاسفیک گرفت و به بخش اصلی مسابقه برلین راه پیدا کرد.




جدایی نادر از سیمین
با بازی لیلا حاتمی، شهاب حسینی، پیمان معادی، ساره بیات، سارینا فرهادی، علی اصغر شهبازی، بابک کریمی، شیرین یزدان بخش، كیمیا حسینی و با حضور مریلا زارعی روایت می‌شود. این فیلم با فیلمنامه، تهیه‌کنندگی و کارگردانی‌اصغر فرهادی مقابل دوربین رفته است. سیمین (لیلا حاتمی) می خواهد به همراه همسرش نادر و دخترش ترمه از ایران برود و همه مقدمات این کار را فراهم کرده. اما نادر (پیمان معادی) نمی خواهد پدرش را که از بیماری آلزایمر رنج می برد تنها رها کند. این اختلافات باعث می شود سیمین از دادگاه درخواست طلاق کند. اما دادگاه درخواست اش را رد می کند. سیمین مجبور می شود به خانه پدرش برگردد. ترمه به امید اینکه مادرش سیمین پیش آنها برگردد، تصمیم می گیرد پیش پدرش نادر بماند. نادر نمی تواند از عهده مراقبت از پدرش بر بیاید پس برای این کار یک مستخدم به نام راضیه (ساره بیات) استخدام می کند. این زن جوان که باردار است این کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسینی) قبول کرده است. یک روز نادر به خانه برمی گردد و.... فیلم به یکی از مشکلات خانواده های از سنت جدا شده و در راه رسیدن به مدرنیسم جامعه ما می پردازد. که زن و شوهر بدون هیچ دلیلی و صرفاً دلایل خیلی کوچکی صرفاً به خاطر غروری که دارند تصمیم می گیرند از هم جدا شوند و هیچکدام از آنها حاضر به کوتاه آمدن از خواسته هایش در برابر نیست. به قول جی اسکینر: گاهی جدایی ما آدم ها از یکدیگر، ساده تر از آن است که فکرش را بکنیم! پدر نادر که مبتلا به بیماری آلزایمر است یک سمبل تمام عیار از فیلم است. نادر و سیمین در مرز بین داشتن و نداشتن همدیگر هستند و در این میان احساسی ناپیدا به آنها نوید امید می دهد. ولی احساسی عمیق تر می گوید بهتر است به جای پرداختن به این احساس امیدواری متزلزل، آن را خاتمه دهند. شاید آن حس امید دختر آنها باشد و یا هرچیز دیگری. و دومی هم ممکن است غرورباشد؛ و دوباره هرچیز دیگری! ولی هرچه فیلم پیش می رود ماجراهای جدیدی وارد داستان می شود... همانند درباره الی هرچه به جلو پیش می رویم بازیگران با بحران های سخت تر و پیچیده تری روبرو می شوند و در پایان با یک ماتم تمام عیار (خود زنی های حجت و...) خاتمه می یابد. جدایی نادر از سیمین همانند درباره الی... باعث می شود ما در انتهای به خودمان فیلم بگوییم «همه اینها م یشد هرگز اتفاق نیافتد!» پروانه ساخت فیلم جدایی نادر از سیمین بخاطر حرف هایی که اصغر فرهادی در جشن خانه زده بود، در حین فیلمبرداری باطل شد. که البته پس از مدتی دوباره مجوز را گرفت. نمی دانم چرا پس از پایان فیلم جدایی نادر ازسیمین با خودم کلنجار می رفتم که انتخاب کنم درباره الی بهتر بود یا جدایی نادر از سیمین؟ باور کنید هرکاری کردم نتوانستم بین دو فیلمی که از بهترین فیلمهای عمرم هستند یکی را انتخاب کنم. این دو فیلم فرسنگ ها از سایر تولید های سینمایی ایران جلوتر هستند! جدایی نادر از سیمین فیلمی است که می تواند به راحتی با فیلمهای درجه یک روز سینمای جهان رقابت کند و نشان می دهد که اصغر فرهادی جامعه شناس بزرگی است که جامعه خود را به خوبی نگاه می کند و درس های خوبی به تماشاگران فیلمش از همین نگاه هایش می دهد. راستی چرا آنقدر پایان فیلم خوب بود؟ چرا بقیه کارگردان ها و فیلمنامه نویس ها نمی توانند چنین پایانی خلق کنند؟ جدایی نادر از سیمین آنقدر فیلمنامه ی خوبی دارد که در انتهای فیلم وقتی دختری که تنها یکی از قربانیان جدایی نادر از سیمین است گریه می کند و باید یا نادر و یا سیمین را انتخاب کند، خودم هم مثل همان دخترک گریه ام گرفته بود! گویی من هم می خواستم از میان نادر و سیمین یکی را انتخاب کنم! فیلمبرداری محمود کلاری هم قطعاً یکی از امیدداران کسب سیمرغ است (هرچند که سیمرغ درب رابر این فیلمبرداری اصلاً ارزشی ندارد) که در صحنه ی دادگاه به اوج خودش می رسد. فیلمبرداری فیلم در انتقال فضای فیلم به تماشاگر در جدایی نادر از سیمین کار بزرگی انجام می دهد. همانند فیلم درباره الی بحران در چهره بازیگران فیلم به شکل تمام عیاری موج می زند .لیلا حاتمی که استاد بازیگری در چنین نقش هایی است. شهاب حسینی و پیمان معادی هم که قبلا در درباره الی امتحان خودرا پس داده اند، در این فیلم حضوری خیره کننده دارند. فیلم فضاهای ساکت و بی روح و افسرده کننده ای دارد، که به خاطر رابطه ی رو به جدایی رونده ی نادر و سیمین به نوعی نشان دهنده روابط بین شخصیت های فیلم است. آدم از دیدن این همه ریزه کاری لذت می برد.یکی از کارهایی که برای انجام اش ثانیه شماری می کنم این است که نسخه ی خانگی فیلم جدایی نادر از سیمین را بگیرم و به صورت سیاه و سفید تماشایش کنم. قطعاً تماشای فیلم به صورت سیاه و سفید لذتی وصف نشدنی باید داشته باشد. موقع تماشای فیلم با خودم احساس می کردم که دارم یکی از فیلم های فصل اسکار را نگاه می کنم. فیلم اگر پخش کننده های خوبی داشته باشد می تواند حرف های بسیاری در جشنواره ها و محافل سینمایی بین المللی بزندو قطعا گیشه ای رویایی را پیش رو خواهد داشت. موقع بیرون آمدن از سینما تماشاگران اصلاً انگار توی این دنیا نبودند. ساکت مانده بوند. مثل مرده های متحرک از سینما بیرون می آمدند و معلوم نبود دارند به چه چیزی فکر می کنند! «اینکه من باشم و تو باشی ولی ما نباشیم. جدایی همین است»


مترجم: موحد منتقم





نقد و بررسی سوم
 
لی مارشال - هالیوود ریپورتر

برلین- درست وقتی که به نظر غیر ممکن می رسد فیلمسازان ایرانی پا را فراتر از حدود ممیزی گذاشته و نظرشان را به تمام معنا ابراز کنند, جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی از گرد راه می رسد تا خلافش را ثابت کند. فیلم که در سطح روایت به ظاهر ساده اما از لحاظ روانی, اخلاقی اجتماعی پیچیده می نماید, موفق می شود جامعه ایرانی را در کانون توجه قرار دهد به گونه ای که کمتر فیلمی تا کنون قادر به این کار بوده است. مانند درباره الی, که دو سال قبل جایزه بهترین کارگردانی جشنواره برلین را برای فرهادی به ارمغان آورد و در بسیاری کشورها به روی پرده رفت, این فلیم هم توانایی آن را دارد که تماشاگران غربی را مجذوب خود کرده نبض‌شان را به درستی در دست گیرد.




با ابنکه ظاهراً سیاست جایی در تصویر ندارد, تمام داستان بر پایه جدایی زوجی از طبقه متوسط بنا شده چرا که زن قصه, سیمین (لیلا حاتمی) به دنبال آینده ای بهتر برای دخترش ترمه (سارینا فرهادی) می خواهد به خارج سفر کند. اما ممکن است این دلیل اصلی جدایی نباشد. نادر (پیمان معادی که در درباره الی هم ظاهر شده) مرد نجیب اما سرسختی ست که توجهی به همسرش ندارد. آنقدر مغرور است که از همسرش نمی خواهد کنارش بماند و به خانه ی مادرش باز نگردد و این در حالی ست که همراه دخترش ترمه باید از پدر پیر خود که از آلزایمر رنج می برد نگه داری کند. با عجله زن فقیری به نام راضیه (ساره بیات) را برای کار روزانه استخدام می کند. زنی که باردار است اما بدون اجازه (یا با اجازه؟)ی شوهرش این کار را قبول می کند. چند روز بعد مرد او را اخراج و از در خانه به بیرون پرت می کند؛ زن از پله پرت و جنین سقط می شود. ادامه فیلم حول تنشی می گردد که با ورود شوهر جوشی و بدهکار راضیه به داستان و احضار نادر به دادگاه به جرم قتل نفس اوج می گیرد. صحنه به صحنه, جزئیات چنان اضافه می شوند که ابعاد اخلاقی داستان را تغییر می دهند. فیلمنامه ی فرهادی به طرز قابل ملاحظه ای طرف هیچ یک از شخصیتها را نمی گیرد؛ حتی در مقابل, همه شان در آنِ واحد به یک اندازه حق دارند و ندارند. آنها همه در دام غرور و وجدان, اخلاق و مذهب, پول و شرافت گرفتارند. فرهادی به رسم سومین اثر تاثیر گذار خود, چهارشنبه سوری, که ازدواج یک زوج طبقه متوسط را از نگاه کارگر جوانی نشان می داد به دقت روی تضاد طبقاتی گسنرده در ایران انگشت گذاشته, چیزی که از آن به فرق میان "مرفهین و مردم عادی" تعبیر می شود. سیمن و نادر و ترمه شغل, آپارتمان, ماشین, مدرسه و جهاان بینی طبقه متوسطی دارند؛ حتی وقتی هم دعوا می کنند صدایشان را بالا نمی برند و به راحتی می توانند قاضی (با بازی همدلی برانگیز بابک کریمی) را تحت تاثیر قرار دهند. در مقابل, راضیه و حجت به شدت فقیرند و در حاشیه شهر زندگی می کنند و از قشر آسیب پذیر جامعه اند. راضیه بسیار مذهبی ست. حتی در جایی با مشاوری مذهبی تلفنی مشورت می کند تا ببیند عوض کردن لباسهای نجس پیرمرد حواس پرت هشتاد ساله ای گناه دارد یا نه. امتناع او از قسم به قرآن نقطه تحول داستان است. دیگر شخصیت اخلاقگرای داستان ترمه نوجوان است, دختری به شدت جدی که یاد می گیرد در جامعه ای که تنها بر پایه دروغ عمل می کند باید از اصولش کوتاه بیاید. وقتی لحظه بیان حقیقت برای او فرا می رسد به انتخابی بسیار متفاوت از راضیه ی تحصیل نکرده می رسد. مانند همه ی کارهای کارگردان, بیشترین توجه به بازیگران شده و بازیهای باورپذیر به عمقی نامتعارف در شخصیت پردازیها انجامیده است. هر پنج بازیگر فیلم در فیلمبرداری درخشان محمود کلاری به شدت برجسته نشان داده شده اند. گرچه فیلم دو ساعت به طول می انجامد, تدوین پر تحرک هایده صفی یاری اکشن در گیرکننده داستان از ابتدا تا انتها حفظ می کند.


منتقد: لی مارشال - هالیوود ریپورتر






نقد و بررسی چهارم
 
اسکرین دیلی

اثر تازه اصغر فرهادی پس از فیلم خوب درباره الی یک درام نفس گیر اجتماعی اخلاقی ست که در ایران امروز می گذرد و کارگردانش را تا حد و اندازه ی کارگردانان درجه یک معاصرجهان ارتقا می بخشد, اثری که دیدن‌اش برای آنها که می خواهند بدانند بر سینمای ایران چه گذشته ضروری می نماید. فرهادی همچنان که کنترل خود را بر ریتم بازجویانه داستان (که شیوه ی کلاسیک هیچکاک را به ذهن متبادر می کند) و تضاد اخلاقی مختص خودش نشان می دهد, داستانی را بازگو می کند که نه فقط درباره زنان و مردان, والدین و فرزندان و عدالت و مذهب در ایران امروز است, بلکه پیچیدگی ها و سوالاتی جهانی را در رابطه با مسنولیت, فردیت و پیامدهای "راستگویی" مطرح می کند و اینکه چقدر مرز میان سرسختی و غرور (بخصوص در میان انواع مردان) و خودخواهی و ظلم می تواند باریک باشد.




درباره الی که در بخش مسابقه جشنواره برلین 2009 حضور داشت پخش گسترده ای نداشت, اما جدایی نادر از سیمین اثری هنری ست با جنبه های تجاری بیشتر. درباره الی نوعی درهم تنیدگی ذاتی و حسی کم و بیش تصنعی در برخی دیالوگها داشت اما فرهادی اینجا داستانی را یافته که طنین درونی خود را از طریق درام خانوادگی پر تنشی به تعالی می رساند که در تمامی اعصار واقعی و موجه خواهد بود. بازی های باور پذیر از تیم بازیگری قوی با استاندارهای جهانی – شامل دو بازیگر کودک و نوجوان- و فیلمبردای روی دست با تصاویری دقیق و خودمانی بی آنکه حتی ذره ای پرتحرک جلوه کند, کمک می کند مهر تایید زده شود و بالاخره کارگردان در سرزمینهای گوناگون به رسمیت شناخته شود. سیمین ناکام در طلاق, بالاخره خانه را ترک می کند (آن طور که بعداً مشخص می شود به قصد خانه ی مادرش) و نادر مجبور می شود راضیه (ساره بیات) را (که دختر بچه ای به نام سمیه دارد) استخدام کند تا وقتی سرکار است از پدرش نگه داری کند. تضاد طبقاتی میان راضیه و صاحب کارش حتی برای کسانی که با جامعه ایرانی آشنایی ندارند روشن است: او زن مومن و نجیبی است و چادر سیاهی به سر دارد, در مقایسه با روسری نخی ای که سیمین سرسری روی سر انداخته, در حالی که از کار در خانه مردی که از همسرش جداست ناراضی ست و حتی بیشتر, از تمیز کردن پدر او که خود را خیس کرده (او حتی با یک دوست یا مشاور مذهبی در مورد این که عوض کردن شلوار پیرمرد گناه دارد یا نه تلفنی مشورت می کند). از طرفی نادر و سیمین ایرانی های مدرن فرنگی مابی هستند, از همان روشنفکر های طبقه مرفه ی که کارگردان در فیلم قبلی خود روی آنها متمرکز شده بود. این موضوع گرچه به زبان نمی آید اما اینکه این طبقه روشنفکر جایگاهی نه چندان راحت در ایرانی دارد که نه در دست طبقات ثروتمند بلکه حکومتی مذهبی اداره می شود, شکاف بین خانواده ی مرفه فرنگی ماب سیمین و خانواده مذهبی فقیر راضیه را پر رنگ تر و عمیق تر می کند آنگاه که وقوع یک اتفاق, اتهاماتی جدی را متوجه نادر می کند. در حالی که پیچ و تابهای بازجویانه بعدی همچنان قانع کننده اند, تیزهوشی فیلم در روشی است که به کار می برد تا همزمان دلسوزی بیننده را در برابر دو کودک معلق نگاه دارد. نادر که خود درست نمی داند چگونه درستکار باشد, مدام مسئولیت اخلاقی را به دوش دخترش می اندازد و در حالی که فکر میکند دارد با او مثل بزرگها رفتار می کند فرزندش را از نظر احساسی تحت فشار قرار می دهد. در شکافی که در ادامه ظاهر می شود سمیه , دختر بچه کودکستانی, هم نقش دارد و آن یک نگاهی که دو دختر در دادگاه با هم رد و بدل می کنند خود گویا تر از یک صفحه دیالوگ است. همچنان که فیلم به اوج خود نزدیک می شود, ما مانده ایم که کارگردان چطور می تواند یک پایان بندی در خور روایت داستانی قانع کننده خود و پیچیدگی های مضمونی آن پیدا کند. تشویق بی امانی که سالن مطبوعات بخش مسابقه جشنواره برلین را پر کرده – حداقل تا اندازه ای- در ستایش حساسیت و شاید ضرورت راه حلی ست که او در پایان به آن می رسد.


منتقد:اسکرین دیلی




نقد و بررسی پنجم
 
پوریا صادقی - نقد فارسی

شاید بزرگترین اتفاق امسال در نوروز اکران فیلم جدایی نادر از سیمین بود ، فیلمی که هیچ کس انتظار موفقیتش را نداشت . بعد از دیدن فیلم زیبای درباره الی همه می گفتند که فرهادی نمی تواند دوباره فیلم بسازد که به اندازه درباره الی موفق باشد ، ولی همه اشتباه می کردند . موفقیت بزرگ جدایی ، هنر فرهادی را به رخ ایرانیان و جهان کشید که اصغر فرهادی از آن دسته نیست که موفقیتی چشمشان را کور کند و دیگر نتوانند راهشان را ادامه دهند . او نشان داد چگونه می تواند به زیبایی هرچه تمام تر دنیای پیرامون خود را به شاهکاری تبدیل کند .


 
Click this bar to view the original image of 548x369px and 31KB.


بعضی جدایی را کمتر از درباره الی می دانند ( مانند شبکه اجتماعی فینچر که بخاطر کمتر درگیری داشتن هایش بعضی ها آنرا جز ضعیف ترین آثار فینچر می دانند ) که این مسئله بازهم به داستان فیلم باز می گردد . اتفاق درونی جدایی به بزرگی اتفاق فیلم درباره الی نیست یا به گفته آقای مسعود فراستی : جدایی داستان کوچک را بسیار بزرگ می کند ، من این جمله را کاملا اشتباه می دانم ، زیبایی جدایی همین است ، نشان می دهد حتی اتفاقی کوچک چگونه می تواند عواقبی بزرگ داشته باشد .
در فیلم چهارشنبه سوری داستان در خانه ای اتفاق می افتد یا در طبقه ای از آپارتمان ، در درباره الی کمی باز تر می شود ، شخصیت های داستان بیشتر می شوند ، در ویلایی در شمال ، در جدایی داستان به 2 طبقه اجتماعی کشانده می شود و وسعت دیدش بسیار فراتر از چهارشنبه سوری و درباره الی می رود و همین است که آن را به فیلمی بهتر از درباره الی تبدیل می کند . جدایی هم وسعت دید بیشتری دارد و هم اینکه بیشتر قضاوت را بر عهده مخاطب می گذارد و این دید از همان صحنه اول فیلم ، وقتی که نادر و سیمین رو به دوربین نشسته اند و شما نقش قاضی را دارید نمایان می شود . هنر فرهادی این است که خود را در فیلمش پنهان می کند ، شما در هیچ صحنه ای از فیلم یادی از فرهادی نمی کنید ، حتی کمی به او فکر هم نمی کنید . دومین زیبایی کار او بیگناهی افراد در عین گناهکاریشان است .تا آخر فیلم تصمیم بر اینکه تقصیر کار را چه کسی بدانیم سخت است . همه با هم تقصیر کارند ، کارها در هم گره می اندازد و این مسئله پیش میآید . برای مثال لحظه ای که شخصیت 1 تقصیر کار است و شخصیت 2 سختی می بیند دلیل بر لحظاتی بعد است که شخصیت 2 گناهکار است و شخصیت 1 زجر می کشد . پس هیچ کدام بیگناه و هیچ کدام گناهکار نیستند . میتوان به همه حق داد میتوان هم نداد .
ولی این مسئله دلیلی بر ماندگاری و زیبایی فیلم نیست . فیلم های فرهادی با فیلم های ایرانی که تا بحال دیده ایم تفاوت زیادی دارند ، آن چیست ؟ چرا راضی می شویم غم و غصه های شخصیت ها را بدون هیچ استراحتی به چشمان و مغزمان تحمل کنیم و ببنیم ، فقط یک دلیل وجود داردو آن آینه بودن فیلم های فرهادی است . شخصیت های فیلم خود ما هستیم ، چرا قضاوت سخت است ، چون فکر که می کنیم میبینیم اینجا اگه من هم بودم اینطور می کردم ، فرهادی جامعه اش را به زیبایی تمام می شناسد ،او در زندگی اطرافش جستجو می کند ، کوچکترین موارد هم از چشمانش نمی افتد ، و این مسئله است فیلم های فرهادی را از دیگر فیلم ها متمایز می کند ، همین است که باعث می شود وقت خودمان را صرف دیدن اتفاقی کوچک بکنیم ، چون در حال دیدن خودمان هستیم .
فیلم به یادمان می اندازد که کمی به کارهایمان با دید بازتری نگاه کنیم ، شاید حرفی از ما دیگری را خورد کند و باعث لحظاتی همچون لحظه خودزنی های شهاب حسینی در آخر فیلم شود که واقعا یادش هم قلب را به درد می آورد ، شاید باید بیشتر حواسمان باشد ، غرور و تکبر را کمی کنار بگذاریم مگر نه در این میان کسانی را که کمتر درگیر مسائل ما هستند را بیشتر نابود می کنیم ، اشک های ترمه در آخر فیلم نشان همین موضوع است و چه بسا از این ترمه ها در اطراف ما بسیار زیاد هستند . یه فیلم اگر بخواهد می تواند مانند جدایی دنیایی بزرگ باشد یا فقط یک فیلم باشد .
وقتی می خواهیم فیلمی کمدی بسازیم معمولا به سراغ قشر پولدار جامعه می رویم و یا تقابل او با قشر فقیر ، برای فیلم های معنا گرا هم معمولا دنبال خانواده هایی که دچار مشکل خیلی وخیمی معمولا قتل شده اند یا بدنبال پول هستند می رویم . فیلم فرهادی ( اینجا باید خدا را شکر کرد ) نه کمدی است نه معنا گرا همین مسئله آن را از فیلمهای ایرانی جدا می سازد . فیلم او فیلم است ، نه معنا گرا نه کمدی ، فیلمی اصیل است ، نه تقلید است نه کپی ، نه از ریتمی تقلید می کند نه از موضوعی ، اصالت خود را به هیچ عنوان از دست نمی دهد و همین باعث شد برای اولین بار فیلمی از کشورم را دوبار در سینما ببینم !
صحبت در مورد موضوع کلی فیلم سخت است ، شما می گویید اساس فیلم دروغ است من می گویم نه اساس فیلم درگیری دو قشر جامعه است دیگری آن را تکذیب کرده اساس فیلم را تلاق می داند و هزاران پایه و اساس دیگر برای فیلم که باز هم هنر فرهادی را به رخ می کشد و اینجاست که از خود می پرسیم ، چرا در میان 70 میلیون انسان ، 70 میلیون ایرانی که ادعای فرهنگ و قدرت داریم ، یک نفر است که خودمان را خوب می شناسد .

منتقد: پوریا صادقی - نقد فارسی





نقد و بررسی ششم
 
راجر ایبرت



این فیلم ایرانی تا پیش از 27 ام ماه ژانویه در شیکاگو اکران نمی شود. فیلم برنده ی جایزه ی خرس طلایی برلین شد و به تازگی هم توسط حلقه ی منتقدان فیلم نیویورک، بهترین فیلم خارجی سال لقب گرفت. این فیلم مشخصاً از ویژگی های ایرانی برخوردار است، اما به عقیده ی من هر چقدر فیلمی بیشتر به تجربیات انسانی بپردازد، جهانی تر است. از سوی دیگر، به نظر می رسد فیلم هایی که "برای همه" مناسبند، برای گروه خاصی از آدم ها ساخته نشده اند. در این فیلم، طرح داستان که به راستی شایسته ی یک رمان ارزشمند است با تأثیر حسی نمایشی ملودرام، همراه شده است. جدال و کوشش برای گرفتن حق حضانت فرزند، چالشِ داشتن پدری آلزایمری، ریزه کاری های قانونی، و معمای پیچیده ای که باید پاسخ حقیقی آن کشف شود، از مسائلی هستند که در این فیلم به آنها پرداخته می شود. از نظر بازنمایی چندین روایت مختلف از یک اتفاق معین، پیچیدگی فیلم در حد فیلم راشومون Rashomon است.

یک زوج امروزی ایرانی در فکر مهاجرت به اروپا هستند تا برای دخترشان فرصت زندگی آسوده تری ایجاد کنند. مادر خانواده قصد دارد هر چه زودتر برود. پدر خانواده به دلیل بیماری آلزایمر پدرش و نیاز او به مراقبت، تعلل می کند. در یکی از جلسات دادگاه زن به او می گوید: "اون حتی نمیدونه تو پسرشی!" و شوهرش جواب می دهد:"ولی من که می دونم اون پدرمه". فکر می کنم بتوانیم گفته های هر دو را درک کنیم و خودمان را در موقعیت آنها تصور کنیم.
پرستار مردی را برای نگهداری از پدر استخدام می کنند،‌ اما او نمی تواند سر کار خود حاضر شود و همسرش مخفیانه به جای او مشغول به کار می شود. دست زدن به مردی غریبه بر خلاف اصول مذهبی زن است، اما آنها به درآمد این کار نیاز دارند. این موضوع سرآغاز اتفاقاتی است که به ایجاد یک تنگنای اخلاقی شدید منجر می شوند. درونمایه ی اصلی فیلم اصغر فرهادی حقیقت است و اینکه هنگامی که تا حدودی از اصل واقعه با خبر هستیم اما آدم های مورد احترام ما بر سر راست و دروغ آن اختلاف دارند، چه احساسی پیدا می کنیم
. فیلم "جدایی نادر از سیمین" قطعاً یکی از آن شاهکارهای تماشایی خواهد بود که تا چند دهه ی بعد هم تماشاگران خود را پیدا خواهد کرد.
 


 

منتقد: راجر ایبرت
مترجم: الهام بای

منبع : نقد و بررسی اول و پنجم: اختصاصی سایت نقد فارسی
  




حاصل جمع را بنویسید : بعلاوه






*حاصل جمع را بنویسید : بعلاوه



تعداد نمایش : ۱۲۸۸
تاریخ : 30 دی 1390

دسته بندی

برچسب ها



مطالب

گالری

{ DOWNLOAD_DOWNLOAD }

{ NEWS_NEWS }

{ FILM_FILM }

123
Bootstrap Slider

Copyrightes 2014 By RVKP CO. All Rightes Reserved