عکس هنرپیشه ها

عکس هنرپیشه ها

عکس هنرپیشه ها

  • ورود کاربران

  • آمار

    • کل (online):۱۰۲۲
    • اعضا (online):۰
    • میهمان (online):۱۰۲۲
    • بازدید امروز::۷۴۸۶
    • بازدید دیروز::۱۹۹۹
    • بازدید کل::۱۹۱۷۴۳۸۳
  • نظرسنجی

  • تبلیغات

سبد خرید

چند لحظه صبر كنيد ...

چند لحظه صبر كنيد ...
اين کالا به سبد خريد شما اضافه شد
اين کالا را قبلا به سبد خريد خود اضافه کرده ايد
کالا مورد نظر از سبد خريد شما حذف شد
{ STORE_ERROR }
حذف شود؟
  • کد رهگیری

15 فروردين 1404 |

خوش آمديد!
خوش آمديد!

دسته بندی

  • مجله سينما

  • بازیگر فیلم سینمایی «پل چوبی» گفت: اگر از نگاه کارگردان با «پل چوبی» همراه شوید، فیلم برایتان جذاب تر خواهد بود.
  • تعداد نمایش : ۲۴۴۳
    تاریخ : 24 بهمن 1390

مجله سينما

بازیگر فیلم سینمایی «پل چوبی» گفت: اگر از نگاه کارگردان با «پل چوبی» همراه شوید، فیلم برایتان جذاب تر خواهد بود.
مجله سينما

مهناز افشار: از نگاه کارگردان به «پل چوبی» نگاه کنید

 بازیگر فیلم سینمایی «پل چوبی» گفت: اگر از نگاه کارگردان با «پل چوبی» همراه شوید، فیلم برایتان جذاب تر خواهد بود.
به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «پل چوبی» با حضور مهدی کرم پور (کارگردان)، علی سرتیپی (تهیه کننده)، خسرو نقیبی (فیلمنامه نویس)، بهرام رادان و مهناز افشار (بازیگران) با اجرای محمود گبرلو برگزار شد.



در این نشست به دلیل کمبود وقت منتقد سینمایی حضور نداشت.
مهدی کرم پور در ابتدای نشست به روند نگارش فیلمنامه اشاره کرد و گفت: یک سال و نیم پیش با خسرو نقیبی شروع به نگارش فیلمنامه کردیم، البته ایده اولیه از سال 85 شکل گرفت. ما سه بار فیلمنامه را نوشتیم و سه فیلمنامه کامل نوشته شد اما دوست نداشتیم آنها را بسازیم تا در نهایت به «پل چوبی» رسیدیم و آن را ساختیم.



علی سرتیپی تهیه کننده در ادامه نشست به روند تولید فیلم اشاره کرد و گفت: سالهاست با آقای کرم پور دوست هستیم و ایشان فیلمنامه ای را ارایه دادند که به نظر بسیار خوب بود. قبول کردیم این فیلم را بسازیم و امکانات و تجهیزات مورد نیاز را تا جایی که نیاز است فراهم کنیم و این کار را نیز انجام دادیم.



نقیبی: دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم
خسرو نقیبی فیلمنامه نویس در ادامه نشست به روند شکل گیری فیلمنامه اشاره کرد و گفت: نگارش فیلمنامه حاصل یک رفاقت ده ساله است. این هفتمین متنی است که نوشته شده و سومین فیلم سینمایی است که با مهدی همکاری داشتم. در طی این سالها به زبان مشترک رسیدیم و این حاصل رفاقت چندین و چند ساله است. به گونه ای فیلمنامه را آماده کردیم که به آن اعتقاد داریم و پای آن می ایستیم.

وی در ادامه گفت: مدت ها بود دغدغه ساخت یک رمانس عاشقانه داشتیم؛ عاشقانه ای که برای جامعه امروز و شرایط امروز مناسب باشد و فرمول عاشقانه های بزرگ را رعایت کردیم و فیلم با قواعد یک رمانس سوار است. تمام سعی مان در زمان نوشتن فیلمنامه و اجرای آن که برعهده کرم پور بود سعی شده با تمام جزئیات اجرا شود و حاصل کار تلاش صمیمانه و موفق جمعی از دوستان است که من به عنوان فیلمنامه نویس از آن رضایت کامل دارم.

افشار: از نگاه کارگردان فیلم را نگاه کنید
مهناز افشار درباره چگونگی حضور در فیلم توضیح داد: کار با آقای کرم پور را در «چه کسی امیر را کشت» تجربه کردم. نگاه متفاوتی در فیلمنامه وجود داشت که باعث شد آن کار را قبول کنم. در مورد این کار هم همین طور است، این فیلم قصه جذابی داشت. البته تمام کارها نقاط قوت و ضعفی دارد اما اگر از نگاه کارگردان با فیلم همراه شوید برایتان جذاب تر خواهد بود.



رادان: امیر جوانی شرقی است
در ادامه نشست «بهرام رادان» درباره ویژگی های فیلمنامه توضیح داد: در روزگاری که تصمیم گرفتیم، گزیده و کمتر کار کنیم، فیلمنامه ها باید دارای ویژگی های خاصی داشته باشد تا بتوانیم آن را انتخاب کنیم.به نظرم این فیلمنامه ویژگی لازم را داشت. شخصیت امیر برایم بسیار جذاب بود. او مردی شرقی است با تمام حس شک، عشق و خیانت که در دورن اکثر مردها وجود دارد. برخی از لحظات وقتی بخشی از دیالوگ ها را بیان می کردم نسبت به آنها حس عجیبی داشتم.

وی در ادامه گفت: نمونه های امیر در جامعه کم نیستند، در ارایه این شخصیت سعی کردم در بازی و راه رفتن و دوستان در انتخاب لباس و گریم کمک کنند تا از ژست دور باشیم و این شخصیت را به گونه ای ملموس و قابل درک برای مخاطب ارایه دهیم. امیدوارم مردم با داستان فیلم ارتباط برقرار کنند و با شخصیت ها همذات پنداری کنند.
در ادامه نشست، کرم پور درباره استفاده از گفتار متن در فیلم توضیح داد: فیلم راوی اول شخص دارد و یک روایتی است از اول تا انتهای قصه از هیچ فلاش بک یا فلاش فورواردی استفاده نشده و کل فیلم براساس یک فلاش بک روایت می شود. استفاده از گفتار متن یک شیوه روایی است که آن را برای این فیلم می پسندیدم. تعدد بازیگران فیلم نیز به دلیل تعدد کاراکترهاست که از خوش اقبالی من بازیگران حرفه ای سینما کاراکترهای فیلم را بازی می کنند.

وقتی «جیمز دین» می‌توانست 81 ساله شود

ااگر «جیمز دین» در سانحه‌ی رانندگی جان نمی باخت، امروز (8 فوریه) تولد 81 سالگی‌اش را جشن می‌گرفت.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، «جیمز دین»، از بزرگ‌ترین بازیگران تاریخ سینمای جهان روز هشتم فوریه 1931 در شهر «ماریون» ایالت ایندیانا آمریكا به دنیا آمد و روز 30 سپتامبر 1955 در یك سانحه‌ی رانندگی در سن 24 سالگی درگذشت.
«فکر می‌کنم زندگی‌ام وقف هنر و هنرهای نمایشی شود»؛ زمانی‌که «جیمز دین» این جمله را در سال 1948 در انشایی برای رئیس دبیرستان نوشت، هیچ‌گاه فکر نمی‌کرد تنها هفت سال فرصت دارد تا پلکان ترقی را در عرصه‌ی هنر پشت سر گذارد.


با آن که قبل از مرگ در 24 سالگی فقط در سه فیلم سینمایی «شورش بی‌دلیل» (1955)، «شرق بهشت» (1955) و «غول» (1956) بازی کرد، اما او توانست به نمادی از روح و جان نسل خود تبدیل شود و مرگ ناگهانی بر اثر سانحه‌ی رانندگی، موجب جاودانه‌شدن شخصیت وی شد.
«جیمز دین» اولین بازیگر سینما بود كه بعد از مرگ، نامزد جایزه‌ اسكار شد و تاكنون تنها بازیگری است كه دو نامزدی جایزه‌ اسكار بهترین بازیگری را پس از مرگ تجربه كرده است.
وی كه در سال 1999 ازسوی انجمن فیلم آمریكا به‌عنوان هجدهمین بازیگر برتر تاریخ هالیوود انتخاب شد، هنگام تحصیل در دانشگاه «یوسی‌ال‌ای» با كنارزدن 350 بازیگر توانست برای نقش «مالكولم» در نمایش‌نامه «مكبث» انتخاب شود. جیمز دین در سال 1951 با كناره‌گیری از دانشگاه، به‌طور تمام وقت به بازیگری رو آورد.
«جیمز دین» ابتدا به‌عنوان هنرپیشه‌ تلویزیون مقابل دوربین قرار گرفت و هم‌زمان به‌عنوان مجری مسابقات تلویزیونی و بازیگر تئاتر مشغول به فعالیت شد. بازی بی‌نظیر او در تئاتر «ضد اخلاق» كه اقتباس از كتاب آندره ژید بود، مورد استقبال هالیوودی‌ها قرار گرفت و از سال 1953 بود كه به دنیای سینما وارد شد.


«الیا كازان»، كارگردان نام‌دار هالیوود در همان سال برای نقش اصلی فیلم جدیدش كه اقتباس از رمان معروف «شرق بهشت» جان اشتاین بك بود، به دنبال بازیگر توانمندی می‌گشت كه سرانجام جیمز دین را پسندید.
بازی فوق‌العاده او در این فیلم حتی نقش او در «شورش بی‌دلیل» را در سایه قرار داد. این درحالی بود كه جیمز دین در فیلم «شرق بهشت» چندان به فیلم‌نامه پایبند نبود و در بیشتر سكانس‌ها، دیالوگ‌ها و واكنش‌های غیرمنتظره‌ای را از خود نشان می‌داد.


وی در سال 1955 برای بازی در این فیلم نامزد جایزه‌ اسكار بهترین بازیگر مرد شد كه همان‌طور كه گفته شد اولین‌بار بود یك بازیگر پس از فوت، نامزد جایزه‌ اسكار می‌شد. جیمز دین پس از درخشش در این فیلم، به پروژه‌ «شورش بی‌دلیل» به كارگردانی «نیكولاس ری» پیوست و نقش مقابل «دنیس هوپر» و «ناتالی وود» را بازی كرد.
جیمز دین در سال 1956 پیش از مرگ در فیلم «غول» نقش مكمل را بازی كرد. این فیلم آخرین نقش‌آفرینی این بازیگر نام‌دار بود. وی برای این فیلم دومین بار نامزد جایزه‌ اسكار بهترین بازیگر مرد شد.
جیمز دین روز 30 سپتامبر 1955 بر اثر سانحه‌ی رانندگی در سن 24 سالگی درگذشت. او در حال راندن یك پورشه 550 اسپایدر بود.


جیمز دین در سال 1957 جایزه‌ی‌ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد و در سال 1956 جایزه‌ی یك عمر دستاورد سینمایی را كسب كرد. ستاره‌ی شهرت وی در تالار مشاهیر هالیوود نقش بسته است. «ملوان برحذر»، «كسی دختر مرا ندیده» و «سرنیزه‌های استوار» از دیگر فیلم‌های جیمز دین هستند.
 

 

فیلم جشنواره سی‌ام که منتظرش هستیم!

خالی از نام‌های بزرگ؛ پر از آثار کنجکاوبرانگیز
بر خلاف سال گذشته، در سی‌امین دوره جشنواره فیلم فجر، نام‌های بزرگ جای زیادی را به خود اختصاص نداده‌اند. اگر در جشنواره فجر سال 89 نام کارگردانانی چون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهروز افخمی، کمال تبریزی، ابراهیم حاتمی‌کیا و اصغر فرهادی به چشم می‌خورد، امسال به جز داریوش مهرجویی، خبر چندانی از کارگردانان قدیمی و تثبیت‌شده سینمای ایران نیست. با این وجود، می‌توان اسامی کنجکاوی‌برانگیز زیادی را در میان فیلمسازان این دوره پیدا کرد. برخی از اسامی و فیلم‌های کنجکاوی‌برانگیز جشنواره امسال این فیلم‌ها هستند:

آمین خواهیم گفت (سامان سالور)


«سیزده59» نمی‌توانست تجربه چندان موفقی برای سالور (که با فیلم مستقل و موفق «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» اعتبار قابل توجهی به دست آورده بود) تلقی شود. اما به نظر می‌رسد با «آمین خواهیم گفت»، سالور دوباره به حال و هوای «چند کیلو خرما...» بازگشته است. داستان فیلم «آمین خواهیم گفت» در یک منطقه مرزی می‌گذرد و داستان رابطه آدم‌های آن منطقه را با مردی نشان می‌دهد که وظیفه‌اش رد کردن این مردم از رودخانه مرزی آن منطقه است. فیلمی با یک داستان ساده و بازیگرانی که هیچ کدام سوپر استار نیستند. نکته جالب دیگر فیلم هم حضور فرزاد حسنی با گریم متفاوت در این فیلم است که می‌تواند کنجکاوی‌ها را برای تماشای این فیلم بیشتر کند.

برف روی کاج‌ها (پیمان معادی)


فیلمنامه‌هایی که معادی تاکنون نوشته، هیچ کدام به فیلم‌های بزرگ و چندان مهمی تبدیل نشدند. هر چند برخی از آن‌ها در گیشه آثار موفقی بودند اما بدون شک بازی در دو فیلم اصغر فرهادی تأثیر مهمی بر زندگی هنری معادی گذاشته است. آن چه که با شنیدن اولین واکنش‌ها به ذهن شنونده می‌رسد، این است که «برف روی کاج‌ها» شباهت‌های مهمی با فیلم‌های دوره دوم کاری فرهادی (از «چهارشنبه‌سوری» به بعد) دارد. چنین فضایی، شاید در جشنواره قبلی که تعداد فیلم‌های متأثر از «درباره الی...» بیشتر بود، خیلی ویژگی منحصر به فرد و کنجکاو کننده‌ای نبود اما در جشنواره امسال که به نظر می‌رسد فیلمسازان مثل دوران قبل از «درباره الی...» بیشتر به مضامین و دغدغه‌های غیر شهری گرایش پیدا کرده‌اند، می‌تواند جالب و حتی شاید منحصر به فرد باشد.

بی‌خود و بی‌جهت (عبدالرضا کاهانی)

 


کاهانی در اثر ما قبل آخرش، «اسب حیوان نجیبی است»، موفق شد دیدگاه تلخ و پوچ‌گرایانه‌اش را (که در اکثر آثارش قابل مشاهده است) در قالب یک طنز آبسورد ارائه دهد و نتیجه قابل قبولی هم بگیرد. با توجه به روند حرکتی کاهانی، به نظر می‌رسد او آرام‌آرام دارد سبک مناسب را برای نمایش مضامین دلخواهش پیدا می‌کند. «اسب حیوان نجیبی است» فیلم درخشانی نبود اما نشان‌دهنده نزدیک شدن کاهانی به نوعی ثبات در آثارش است. بنابراین این امید وجود دارد که او بتواند مسیر رو به جلویش را ادامه دهد و «بی‌خود و بی‌جهت» با آن اجرای مخاطره‌آمیزش (در زمان واقعی و در لوکیشن ثابت) می‌تواند گام بعدی این مسیر باشد. این فیلم می‌تواند تکلیف خیلی‌ها را با سینمای کاهانی به طور کامل مشخص کند.

پذیرایی ساده (مانی حقیقی)


مانی حقیقی کارگردانی بود که قبل از نمایش عمومی حتی یکی از آثارش به اعتبار قابل توجهی دست یافت. دو فیلم اول او رنگ پرده سینما را ندیدند، اما معدود کسانی که امکان تماشای «آبادان» و «کارگران مشغول کارند» را داشتند از کار حقیقی تمجید کردند. سرانجام «کنعان» اولین فیلم حقیقی نام گرفت که به طور عمومی اکران و با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد. فیلم جدید حقیقی که در بخش جنبی جشنواره برلین هم پذیرفته شده، تا حد امکان در سکوت خبری ساخته شد و حتی خلاصه داستان مشخصی هم از این فیلم اعلام نشد. همین می‌تواند کنجکاوی‌ها را درباره فیلم جدید حقیقی بیشتر کند.

پل‌چوبی (مهدی کرم‌پور)


حقیقی با همان فیلم اولش، «جایی دیگر» نشان داد که دوست ندارد مسیرهای تکرار شده را بپیماید. فیلم دوم او، «چه کسی امیر را کشت؟» در حکم تثبیت کرم‌پور بود. جایی که کرم‌پور ثابت کرد که هم قریحه فیلمسازی را دارد و هم توانایی هدایت ستارگان پرشمار را در آثارش. در حد فاصل میان «چه کسی امیر را کشت؟» و «پل‌چوبی» کرم‌پور یکی از اپیزودهای فیلم «طهران، تهران» را با نام «تهران: سیم آخر» ساخت که با واکنش‌های ضد و نقیضی مواجه شد و حالا فیلم جدید او، یک اثر پر ستاره دیگر است. آیا کرم‌پور باز هم توانسته با حضور چند سوپر استار سینمای ایران، اثر یکدستی بسازد؟ نتیجه هر چه که باشد، حتماً منتظر تماشای این فیلم خواهیم بود.

خوابم می‌آد (رضا عطاران)

 


کارنامه عطاران در تلویزیون (چه به عنوان نویسنده و چه کارگردان) کارنامه بسیار پرباری است و این انتظار می‌رفت که دیر یا زود او شانس خود را در کارگردانی یک فیلم سینمایی هم امتحان کند. خوشبختانه این انتظار خیلی به طول نینجامید و عطاران هم به جرگه فیلمسازان سینمای ایران پیوست. هر چند خلاصه داستان فیلم «خوابم می‌آد» و همچنین فاصله کم زمانی آن با فیلم بسیار موفق «ورود آقایان ممنوع» ‌این حس را منتقل می‌کرد که شاید با فیلمی در مایه‌های فیلم آخر رامبد جوان روبه‌رو باشیم، اما شنیده‌های اخیر حاکی از این است که عطاران طنز متفاوتی را در این فیلم به نمایش گذاشته است. بعد از یک دوره کوتاه و بازی در چند فیلم نه چندان مهم، به نظر می‌رسد عطاران دوباره توانسته اعتبار گذشته‌اش را به دست بیاورد. آیا او با فیلم «خوابم می‌آد» می‌تواند خاطره خوش کارهای تلویزیونی‌اش را زنده کند؟

نارنجی‌پوش (داریوش مهرجویی)


مگر می‌شود فیلمی از مهرجویی در جشنواره فجر حضور داشته باشد و توجهات را به خود جلب نکند؟ به خصوص این که جشنواره امسال بر خلاف سال گذشته خالی از نام‌های بزرگ به نظر می‌رسد و در این شرایط داریوش مهرجویی به عنوان مطرح‌ترین کارگردانی که در جشنواره شرکت دارد، باید جای خالی همه نام‌های بزرگ را پر کند.

ضمن این که مهرجویی در فیلم‌های اخیرش تغییر مسیر داده و رو به فضاهای متفاوتی آورده است. فضاهای دوگانه‌ای که به راحتی می‌توان تفسیرهای متفاوتی از آن‌ها داشت. «طهران: روزهای آشنایی» همان‌قدر که یک فیلم سرخوشانه و نشاط‌آور است، می‌تواند یک فیلم اعتراضی (ولی به سبک مهرجویی) هم تلقی شود. «آسمان محبوب» یک فیلم جدی با رگه‌های طنز بود یا یک فیلم هجوآلود با رگه‌هایی از جدیت؟! با چنین شرایطی، فیلم «نارنجی‌پوش» هم می‌تواند همان‌قدر برای تماشاگر یک تجربه جدید باشد که برای مهرجویی یک مسیر تازه است!

این خانم نقدپذیرترین کارگردان جشنواره فمیلاد تا پایان روز یکشنبه 16 بهمن، «مانلی شجاعی‌فرد» از سوی رأی دهندگان حاضر در نشست‌های سالن سعدی برج میلاد، با بیشترین رأی به عنوان نقدپذیرترین کارگردان انتخاب شده است.



 





حاصل جمع را بنویسید : بعلاوه






*حاصل جمع را بنویسید : بعلاوه



تعداد نمایش : ۲۴۴۳
تاریخ : 24 بهمن 1390

دسته بندی

برچسب ها



مطالب

گالری

{ DOWNLOAD_DOWNLOAD }

{ NEWS_NEWS }

{ FILM_FILM }

123
Bootstrap Slider

Copyrightes 2014 By RVKP CO. All Rightes Reserved