اشک خشک میشه، خنده محو میشه، اما یاد تو فراموش نمیشه!
+++
"بر باد رفته" صد بار بهتر است از "از یاد رفته"
+++
ما بخار شیشه ایم؛ نازمون کنی اشکمون در میاد چه برسه فراموشمون کنی!
+++
سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است، گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش می کردی
+++
خاطره تنها مدرکی است که فراموشی را محکوم می کند، پس بمان در خاطرم!
+++
دیروز می مردن، فراموش می شدن آرام آرام...
امروز چه زود از یاد می رویم بی آنکه بمیریم
+++
عادت می کنم:
به داشتن چیزی و سپس نداشتنش!
به بودن کسی و سپس به نبودنش!
تنها عادت می کنم، اما فراموش نه!
+++
تو آسمون عاشقی ستاره پیدا نکنی/مدیون اشکای منی اگه فراموشم کنی
+++
گر توانی از محبت حلقه در گوشم کنی/حیف باشد که مرا چون شمع خاموشم کنی
من که از یاد تمام آشنایان رفته ام/وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی
+++
چون به کام دل نشد دستی در آغوشت کنم/میرم تا در غبار غم فراموشت کنم
سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را/ای امید آتشین با گریه خاموشت کنم
+++
تمومه عمر آوازم، دیگه خاموشه خاموشم/نمیری هرگز از یادم، من از یادت فراموشم
شروع رفتنت بی من، شروع شعر اندوهه/بدون بعد از تو یاد تو، برام سنگین تر از کوهه
+++
تقدیم به کسی که اسمش انتها ندارد، محبتش پایان ندارد، فراموشیش امکان ندارد
+++
بی بهانه تو را مرور می کنم تا خاموشیم نشان فراموشیم نباشد!
+++
تقدیم به همه فراموشکارای دنیا!
وقتی تو پاییز روی برگای زرد و خشک پا میذاری، یادت باشه همین برگا یه روزی بهت نفس می دادن
+++
این روزها یکدیگر را چه خوب فراموش می کنیم، همه کارهایمان به این خوبی بود، چه خوب بود
+++
تا عشق تو آمد در قلبم، تو رفتی
تا آمدم بگویم نرو، رفته بودی
تا خواستم فراموشت کنم خودم را فراموش کردم
+++
می روی و من تحمل می کنم نبودنت را
می مانم و تو فراموش می کنی بودنم را
+++
شکسته این جماعت بال ما را/پریشان کرده ماه و سال ما را
تو هم ای بی وفا از ما بریدی/نمی پرسی دگر احوال ما را