چند لحظه صبر كنيد ... |
|
چند لحظه صبر كنيد ... |
|
15 فروردين 1404 |
«پدرم به من زندگانی را هدیه كرده كه در آن با برادرانم علی و محروس شریك هستم، اما سید جمال الدین به من حیات را بخشیده است كه در آن با محمد (ص)، ابراهیم، موسی، عیسی، و ... شریك هستم» «محمد عبده»
«پدرم به من زندگانی را هدیه كرده كه در آن با برادرانم علی و محروس شریك هستم، اما سید جمال الدین به من حیات را بخشیده است كه در آن با محمد (ص)، ابراهیم، موسی، عیسی، و ... شریك هستم» «محمد عبده»
«محمد عبده»
سید جمالالدین اسدآبادی، در سال 1217 شمسی در اسدآباد همدان متولد شد؛ از پنج سالگی به فراگیری دانش نزد پدر خود پرداخت و بخاطر استعداد و نبوغ خود، بزودی با تفسیر قرآن آشنا شد. برای ادامه تحصیل به قزوین و سپس تهران مهاجرت كرد و سپس در 1228 عازم نجف شد و از محضر دو مرجع تقلید بزرگ زمان، شیخ مرتضی انصاری و ملاحسینقلی در جزینی همدانی بهره برد.
سید جمال در 1232، بنا به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و ضمن آشنایی با علوم جدید سعی كرد تا مردم و خصوصا مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج كند. اما به دلیل سلطه همه جانبه انگلیسیها پس از یك سال و نیم آنجا را ترك و عازم عثمانی شد و چون با حسادت علمای درباری آنجا مواجه شد به مصر مهاجرت نمود.
سید جمالالدین اسدآبادی در مصر توانست یك نهضت فكری ضد استعماری و ضد انگلیسی را پایه گذاری كند و تشكیلاتی به نام انجمن مخفی را به وجود آورد اما بر اثر فشار انگلستان مجبور به ترك مصر شد. حركت سید جمال، توسط شاگردانش ازجمله شیخ محمدعبده دنبال و در سالهای بعد زمینه ساز قیام مردم مصر علیه استعمار انگلستان شد. سید جمال پس از ترك مصر، مدتی در هند اقامت نموده و سپس راهی اروپا شد. در پاریس با همكاری محمد عبده اقدام به انتشار روزنامه "عروه الوثقی" نمود و به پاسخگویی به "ارنست رنان" كه مقالاتی علیه اسلام در یكی از روزنامههای پاریس، مینوشت، پرداخت.
سید جمال بعدها به دعوت ناصرالدین شاه، به ایران آمد و گمان میكرد كه میتواند با نزدیكی به شاه، اندیشههای اصلاح طلبانه خود را به اجرا بگذارد، اما چون ماهیت و طبع شاهانه با هیچ اصلاحی موافق نبود و سید نیز، شاه را آشكارا عامل بدبختی مردم معرفی میكرد، از ایران اخراج شد. سید جمال وقتی برای دومین بار به ایران آمد، به آستانه حضرت عبدالعظیم در شهر ری تبعید شد و در آنجا علیرغم كنترل ماموران، مردم را به قیام علیه بیدادگری شاه تشویق میكرد؛ لذا ناصرالدین شاه دستور اخراج او را در حالیكه بشدت بیمار بود صادر كرد.
سید جمال پس از اخراج از ایران وارد بصره شد و با سید علیاكبر شیرازی نامهای به آیتالله العظمی سید حسن شیرازی مینویسد و به ظلم های فراوان شاه به مردم ایران اشاره میكند. عدهای معتقدند كه این نامه در صدور فتوای مشهور تحریم تنباكو از جانب آیتالله میرزای شیرازی و جنبش تنباكو در نتیجه آن، تاثیر بسزایی داشته است. حضور سیدجمالالدین اسدآبادی در طی سالهای 71-1270 در عراق تاثیر بسزایی در حیات فكری، سیاسی واسلامی شهرهای شیعه نشین و گسترش تبلیغ و دعوت در جامعه اسلامی گذاشت؛ به طوریكه همگان او را بعنوان رهبر حركت «تجدید در اسلام» میشناختند.
محمدحسین امین الضرب در كنار سید جمال الدین اسدآبادی
تصویر علی شریعتی در كنار اقبال لاهوری و سید جمال در اعلامیه های بهار 1338
معلمین و محصلین مدارس بروجرد در كنار مقبره جمال الدین اسدآبادی پس از افتتاح و شروع به كار مدرسه جلالیه
سیدجمال الدین اسدآبادی منادی بیداری مسلمانان و بازگشت به اسلام و بدعت زدایی بود و اتحاد اسلام و پرهیز از تفرقه بین مذاهب اسلامی را تبلیغ میكرد و در آخر هم جان خود را در همین راه از دست داد. سیدجمال، اواخر عمر خود را در عثمانی سپری كرد و غیر مستقیم تحت نظر سلطان عبدالحمید، امپراطور عثمانی قرار داشت. وقتی خبر قتل ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا كرمانی، از شاگردان سید جمال، به اسلامبول رسید، سلطان عبدالحمید، به هراس افتاد و دستور قتل سید جمال را داد و سرانجام در 19 اسفند 1275 برابر با 9 مارس 1897 او را مسموم ساختند و جنازه او را در قبرستان مشایخ اسلامبول به خاك سپردند. در سال 1324، فیض محمدخان، سفیر وقت دولت افغانستان در آنكارا، موافقت دولت تركیه را برای نبش قبر سید بدست آورد بقایای جسد سید جمالالدین اسدآبادی را در تابوتی به كابل انتقال دادند.